۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه

مرگ بهتر است یا برگشت به ایران؟




داستان بر سر خودکشی یک جوان 28 ساله ایرانی در آلمان است. جوان 28 ساله!! خودکشی در اوج شکوفایی و درخشش یک انسان! اینکه خودکشی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد را کاری ندارم. اینکه این جوان چرا خودکشی کرده را کاری ندارم. اینکه اینقدر شجاعت داشته که پا در راه سفر و مهاجرت بگذارد را نادیده می گیرم و حتی اگر فرض کنیم آدم خوبی نبوده و آدم بلند پروازی بوده است. کاری به این چیزها ندارم. مشکل من این است که چرا وضعیت ایران باید به جایی برسد که یک جوان 28 ساله مرگ را به برگشت به ایران ترجیح بدهد؟ (البته نمی توانیم تصمیم شخصی را که خودکشی کرده را به جامعه کاملا سالم ایران تعمیم دهیم.)

حتی اگر این داستان کاملا دروغ باشد، حتی اگر در انتشار آن بزرگ نمایی شده باشد. مشکل اینجاست که این داستان برای جامعه ایران داستان غریبی نیست و برای ایرانیان قابل قبول است که مرگ را به برگشت به ایران ترجیح دهند. در خبرها زیاد می بینیم که فلان پناهنده سیاسی در خطر اخراج قرار دارد. یا پناهندگان در فلان کشور در اعتراض به قوانین پناهندگی لب های خود را دوختند یا پناهجویان فلان کشور به وضعیت بد کمپ ها اعتراض دارند. برای من واکنش ها به اینظور مشکلات جالبتر است. همه تلاش می کنند که دولت های اروپایی باید قوانین مهاجرت را اصلاح کنند. هیچ کس کاری به حکومت ایران ندارد که چرا کار را به جایی رسانده که یک جوان 28 ساله ایرانی مرگ را به برگشت به ایران ترجیح می دهد. شاید اصلاح قوانین مهاجرت کشورهای اروپایی بسیار ساده تر از اصلاح جامعه، حکومت و قوانین ایران است.

کرمکی