۱۳۹۳ آذر ۵, چهارشنبه

شیش اومد، من هم کشتمشون

این جمله نه بخشی از یک فیلم جنایی تخیلی است، نه در مورد کشتن یک مگس است. این جمله چه خوشتان بیاید، چه خوشتان نیاید بخشی از اعترافات قاتلان محفلی کرمان است. طرف استخاره کرده شش اومده، نتیجه گرفته که باید بکشد. حالا اگه هفت می آمد یا پنج چکارش می کرد من نمی دانم. 
  • "به حمزه گفتم: کشتن آنها در حيطه وظايف ما نيست، ولی او اصرار کرد. گفت خودت استخاره کن، با تسبيح استخاره کردم. عدد ۶ آمد يعنی هر کاری داری با سرعت انجام بده که رضايت خدا در آن است."
حالا یک عده ای راه افتاده اند که باید قاتلین محفلی کرمان را اعدام کرد. به نظر من بهتر است از همان ابتدا هر شش نفر را به عنوان قاضی انتخاب می کردند. اینها حداقل یک شیر و خطی (استخاره) می کردند، بعد می کشتند. خلخالی معروف است که اول اعدام می کرده بعد حکم می داده است. یا همین قاضی مرتضوی معروف، اینهمه آدم را کشت، مگر می توانست وسط آدم کشتن شیر و خط کند؟ یا این برادران اطلاعات که ته تهش موقع قتل که می شود وضو می گیرند. هیچ کدام شیر و خط نمی کردند که. یا آن دو تا نوجوان که برای دزدیدن پنجاه هزار تومان اعدام شدند. اگر کسی شیر و خط می کرد شاید یکی شان زنده می ماند. حالا این قاتلین محفلی کرمان، حداقل یک شیر و خطی می کردند. طرف پنجاه درصد بلکه بیشتر شانس زنده ماندن داشته.

خوشبختانه دیوان عدالت اداری جلوی اعدام اینها را گرفت، حاج آقا مصباح یزدی هم پشت شان ایستاد و از خانواده مقتولین رضایت گرفت. همینطور قضیه را کژ بدهند، همه آزاد می شوند و می روند سر مسئولیت شان که شیر و خط کردن و کشتن مردم است. امیدوارم به حق این روزهای عزیز، بقیه هم رضایت بدهند و این قاتلین عزیز بروند در جایگاه قضاوت که واقعا شایسنه و برازنده این عزیزان است قرار بگیرند.
یاد فیلم "جایی برای پیرمردها نیست" افتادم. آنجایی که آنتون توی پمپ بنزین از حرف فروشنده ناراحت می شود و تصمیم می گیرد پیرمرد را بکشد. ولی به پیرمرد یک شانس می دهد که اگر جواب شیر یا خط را درست بگوید زنده بماند.