۱۳۹۲ مهر ۳۰, سه‌شنبه

دیوید کیز، فیسبوک بازان و وبلاگ نویسان مچکریم

قلم به قلم از مانا نیستانی


داستان از آنجا شروع شد که آقای دیوید کیز به آقای ظریف و همکارش گیر سه پیچ داد که چه خبر از مجید توکلی. آقا جواد هم سعی کرد که کله دیوید را با یک جواب سر بالا به سقف بکوباند. اما ای دل غافل که در عصر ارتباطات یک نجوای آرام در سالن های نیویورک می تواند سه سوته به غوغایی در ایران تبدیل شود. البته نمی توان باور کرد آقا جواد که همیشه یک پایش در فیسبوکه از قدرت شبکه های اجتماعی غافل باشد. به هر فعالان اینترنتی، فیس بوک بازان و خلاصه خیلی ها به آقای ظریف گیر دادند و از او جواب خواستند. حتی کامبیز حسینی هم نصف وقت برنامه پلتیک را به این مسئله اختصاص داد. و این تلاش ها نتیجه داد و امروز مجید توکلی به مرخصی آمد. همچنین نباید تلاش های همه کسانی که  نام مجید توکلی را در جامعه جهانی زنده نگاه داشتند را نادیده گرفت.  

به هر حال، شاید کسانی بگویند که آزادی مجید توکلی اصلا به این قضیه ربطی نداشته باشد (که حتما دارد). اما امروز من از آزادی موقت مجید توکلی و آرش صادقی خیلی خوشحال شدم به این امید که این آزادی سر آغاز یک روند باشد که در نهایت آن تک تک مردم بتوانند با یک نوشته ساده در اینترنت، دولت و حکومت را تحت فشار قرار دهند و نیازی نباشد که از کار زندگی شان بزنند و جانشان را کف دستشان بگیرند که بتوانند حرفشان را کف خیابان ها بزنند. و از طرفی بتوانند بازتاب حرفشان را در عمل حکومت خیلی سریع ببینند. به امید روزی که دیگر اپوزیسیون خارج از کشور نداشته باشیم و هر ایرانی بتواند بدون اینکه کوچکترین آزار و اذیتی ببیند در داخل ایران آزادانه عقایدش را بیان کند و از هر کس که خواست انتقاد کند و به زندان نیافتد و یا راه قربت و تبعید را در پیش نگیرد.

کرمکی