۱۳۹۲ مهر ۲۱, یکشنبه

سردار و سرهنگ های سیزده ساله




بنده حقیر تقاصا دارم قانونی تصویب شود که فرماندهان نظامی نتوانند از پای منقل و بساط یا وقتی آب شنگولی زده اند تو رگ، دستور صادر کنند و بهتر است در مواقع فضا نوردی افسار امور را بسپارند به دستان تنومند یک سرباز وظیفه صفر تا دیگر چنین سوتی هایی ندهند. اون از با تانک رد شدنشون از روی ماهواره های مردم و این هم از بچه بازی کردن درجه های نظامی. درسته شیراز شهر می و معشوقه، ولی بابا شوخی شوخی با نظامی گری هم شوخی؟ آخه فکر نکردند اون نظامی ای که بعد سی سال آزگار به هزار زور و بدبختی، دم دمای بازنشستگی تونسته یک درجه سروانی بگیره، چه حسی پیدا می کنه وقتی یک بچه جغله را در هیبت سرهنگی و سرداری می بینه؟

البته تا آنجایی که من می دانم برای کسب درجه سرداری اجازه بیت رهبری نیاز است و فکر کنم بر و بچ بیت هم شیراز پای بساط می و معشوق بوده اند و همانجا چهار تا درجه سرداری و سرهنگی هم داده اند. وقتی رهبر ما آن نوجوان سیزده ساله ایست که ما هیچ وقت نفهمیدیم چرا نارنجک را به جای اینکه پرت کنه بست به خودش و رفت زیر تانک، یا فرمانده کل ارتش و سپاه و همه چی بدون هیچ سابقه ای با یک دوره فشرده شبانه به درجه سرلشکری رسیده، اصلا جای تعجب نیست که چهار تا بچه بشوند سرهنگ و سردار. خواستم گفته باشم که در جریان باشید!

در نهایت این قضیه هیچ ربطی به روحانی مچکریم ندارد!



کرمکی