۱۳۹۳ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

این نوشته در مورد خاتمی نیست

امروز محسنی اژه ای ، معاون اول قوه قضاییه و عزیز دردانه آقا ، فرمودند که رسانه ها حق ندارند در مورد خاتمی حرف بزنند و اصلا کسی حق ندارد اسم خاتمی را بیاورد یا عکسش را جایی چاپ کند. البته آقای اژه ای بیان نکردند که آیا رسانه ها می توانند در مورد اینکه نباید در مورد خاتمی حرف بزنند، حرف بزنند یا نباید در این مورد هم حرف نزنند؟ یا این هم جز خطوط قرمز نظام حساب میشود. خوب اگر نمی خواستند در مورد خاتمی حرف بزنند چرا در کنفرانس خبری می گویید در مورد خاتمی حرف نزنید. خوب مثل همیشه یک بخشنامه ای ، چماقداری ، شعبان با مخی ، چیزی می فرستادید در روزنامه ها که این خاتمی جیزه اگر بهش دست بزنید ، مادرتان را با خواهرتان پیوند می دهیم.  آخرش هم ما نفهمیدیم این آقای اژه ای کدام خاتمی را می گوید. این خاتمی نماز جمعه که خودش به اندازه خودش و هفت جد و آبادش ، حرف می زند؟ چرا نباید رسانه ها در مورد این آقا حرف بزنند؟ 

این یکی خاتمی رییس جمهور هم که آزارش به مورچه هم نمی رسد. کلا بنده خدا حرف ندارد که کسی بخواهد در موردش حرف بزند؟ البته بعضی ها آمار ارایه داده اند که این خاتمی رییس جمهور هم مثل محمود خان سر دسته دزدها و مختلسین بوده. یعنی می گویند این شورای نگهبان پشم است که هرچی دزد و پدرسوخته است از زیر فیلترش رد می شوند و می آیند رییس جمهور و نماینده مجلس می شوند؟ نماینده ها هم که پول توجیبی از رحیمی گرفته بودند. یعنی می گویند نظام ولایی صاحب ندارد که هر دزد بی سر و پایی می شود نماینده اش.



والا من نمی دانم این رسانه ها در مورد چی می توانند حرف بزنند. با این همه خط قرمز، این نظام شده کلاه قرمزی. قبلا در مورد گل و بلبل می شد حرف زد که تازگی ها این ها هم شده جز خط قرمز نظام. به قولی اگر بیایند خط سبزهای نظام را معلوم کنند راحتتر است. ببخشید، خط سبز هم فکر کنم خط قرمز نظام حساب شود. کلا رسانه ها باید ببینند آقا چه می گوید همانرا چاپ کنند. یا کلا درش را تخته کنند بروند خانه شان. آخه روزنامه نگاری هم شد شغل. نه پول توش هست ، نه آرامش. تهش هم اگر آدم اسم و رسمی پیدا کند باید برود اوین. بروند تو کار تاکسی و مسافرکشی شاید مثل این آقای پناهی یک جایزه جهانی بردند. الان نون توی مسافرکشیه.