۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

تماس تلفنی یک آدم بیکار با 110 اصفهان



اسید پاشی به زنان، مانا نیستانی

بیکار: الو 110؟
110: بله بفرمایید؟

بیکار: آقا یک مورد اضطراری پیش اومده؟
110: کسی داره توی خیابان می رقصه؟

بیکار: نه آقا، قضیه خیلی جدی تره؟
110: کسی رقصیده فیلمش را گذاشته روی اینترنت؟

بیکار: نه آقا.
110: خوب اگر کسی نرقصیده که دیگه اضطراری نیست. حتما همسایه تان ماهواره نصب کرده؟ اشکالی نداره الان مامور با هلیکوپتر می فرستیم که ماهواره را جمع کند. 

بیکار: ای بابا. نه دادا. اصلا این چیزها نیست.
110: خوب اگر کسی نرقصیده، ماهواره هم نصب کرده. حتما یک نفر بدحجاب در خیابان رویت شده.

بیکار: نه آقا اسید ریختند. اسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!!!!
110: اسید چیه؟ یک نوع رقص جدیده؟

.....
یک ساعت بعد
....

110: خوب شما از اول بگو یک نفر اسید پاشیده روی صورت یک خانم.
بیکار:د اگه شما بزاری. حالا شما آدرس را یادداشت بفرمایید.

110: آدرس برای چی؟
بیکار: مگه نمی خواهید مامور بفرستید اینجا؟

110: مامور نمی خواهد. این احتمالا مورد ناموسی بوده. به ما مربوط نمی شه!
بیکار: آخه یعنی چی که به ما مربوط نمی شه؟

110: شهروند گرامی شما خونسردی خودتان را حفظ کنید. این قضیه اسید پاشی خیلی عادیه. حتما این خانم یک کاری کرده که روش اسید پاشیدند.
بیکار: یعنی پس ربطی به این شایعه های اسید پاشیدن روی بد حجاب ها نداره؟

110: پس خانم بدحجاب، بدکاره تشریف داشتند؟
بیکار: نه بابا، بنده خدا خیلی هم عادی بود.داشت رانندگی می کرد.

110: از نظر ما زنی که از خانه بیاید بیرون و تنهایی پشت ماشین بشینه حتما یک ریگی به کفشش دارد.
بیکار: یعنی شما الان هیچ کاری نمی کنید؟

110: منظورت چیه؟ فکر کردی پلیس بی کاره؟ می دانی ما روزی چند تا عملیات جمع آوری ماهواره داریم؟ به پلیس توهین می کنی؟ الان می گم بیاند با تانک از روت رد بشوند.
بیکار: بوق ... بوق ... بوق


پی نوشت: به نظر من مردم اصفهان هم بی تقصیر نیستند. وقتی در مقابل لغو کنسرت زنان سکوت می کنند باید انتظار داشته باشند که وحشی گری و تندروی دامن دختران خودشان را هم بگیرد. 

لینک مرتبط:

تلخندهای اسیدی

۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

نگذارید دو خانواده داغدار و رنجدیده، پایان تلخ پرونده ریحانه جباری باشد



چند روز پیش یادداشتی را در دفاع از حکم اعدام ریحانه جباری در اینجا خواندم. متن بگونه ای بود که همه حامیان ریحانه را مشتی آدم ساده دل و زود باور قلمداد می کرد و گفته بود که حمایت کورکورانه و همراه با هیاهو این حامیان می تواند خاطر خانواده مقتول را مکدر کند و بخشش را سخت تر. من با خودم فکر کردم چرا در مورد ریحانه جباری در وبلاگم نوشتم. چرا به این ماجرا حساسیت نشان دادم. نکند نوشته من هم خاطر خانواده مقتول را آزرده باشد. البته فکر نمی کنم نوشته های من آنقدر بازتاب پیدا کند که به دست خانواده مقتول هم برسد ولی شاید من هم قطره ای شدم در این موج حمایت از ریحانه جباری و شاید این حرکت خانواده سربندی را آزرده باشد. 

اول بگویم تمام اطلاعاتی که من از این پرونده دارم از روی اینترنت بدست آورده ام و هیچ گونه دوستی و آشنایی با طرف های درگیر ماجرا ندارم. به هیچ وجه به دنبال صادر کردن حکم نیستم و همانقدر که پینوکیو از علم فضانوردی سر در می آورد من هم از وکالت سر در می آورم. اینهایی را هم که اینجا می نویسم برای این است که وجدان خودم راحت باشد که من بازیچه دست کسی نشدم و بگویم قصد ضایع کردن حقی را نداشته ام. تنها مشکل من با سیستم قضایی ایران است که استقلال رای ندارد و قوانین جزایی که بر اساس آن حکم صادر می کنند بسیار فرسوده و ناکارآمد است. ریحانه اگر با قصد قبلی و به دلایل واهی دست به قتل زده است باید مجازات شود که لزوما این مجازات نباید اعدام باشد. در نهایت هم مرگ و زندگی ریحانه هم به دست خانواده مقتول نباشد. درد از دست دادن عزیزشان کم است باید بر سر جان یک نفر دیگر هم تصمیم بگیرند. 

ظاهرا فوت مرحوم سربندی تنها نکته قطعی پرونده ریحانه جباری است. داستان قتل مرموز تر و ابهام آمیزتر از داستان های شرلوک هولمز و پوآرو است. هر طرف ماجرا گوشه هایی از ماجرا را بیان می کند که با داستان طرف دیگر همخوانی ندارد. برای نمونه محمد مصطفایی وکیل سابق پرونده در اینجا جزییات نادیده گرفته شده پرونده را بیان می کند و در جایی دیگر قاضی پرونده داستان دیگری را پایه و اساس حکمی اعدام می داند. شاید مقصر اصلی در این پرونده قاضی دادگاه است که نتوانسته یک پرونده شفاف و بدون ابهام تهیه کند و بر اساس آن حکم دهد. همکاری مقتول با اطلاعات همراه با شواهد دیگر حاکی از آن است که قاضی پرونده تحت فشار نیروهای امنیتی بوده و پرونده مسیر فراقانونی و امنیتی پیدا کرده است. به عبارتی هر جا اسم وزارت اطلاعات با پرونده ای گره می خورد نباید انتظار حکم عادلانه و قضاوت صحیح داشت. بر این اساس بود که من نحوه دادرسی را نقد کردم. اگر دوست داشتید نقد من را در اینجا بخوانید. به هرحال، به هر دلیلی که باشد، پرونده قتل مرحوم سربندی شفاف نیست و واکنش و حساسیت افکار عمومی نسبت به این پروند نیز نشان می دهد که یک جای داستان می لنگد. یا به عبارتی تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.

دلیل دوم سرشناس بودن وکلای پرونده است. محمد مصطفایی را خیلی ها با پرونده سکینه محمدی می شناسند که با تلاش های مصطفایی از سنگسار نجات پیدا کرد. او توانسته است جان حدود بیست نوجوان اعدامی را از مرگ نجات دهد. او وکیل بهنود شجاعی بود که تلاش های مردمی نتوانست دل خانواده مقتول را نرم کند و در نهایت بهنود شجاعی اعدام شد. این مستند را در مورد اعدام بهنود دیدم و نکته مهم این مستند، حال و هوای خانواده مقتول پیش از اعدام است که می تواند منجر به اعدام یا بخشش شود. هر چند نباید ناکارآمدی دستگاه قضایی را نادیده گرفت که دو خانواده را در چنین شرایط دردناکی قرار می دهند. به هر حال به سادگی نمی توان از نام وکلای این پرونده و دلایلی که برای اشتباه بودن حکم بیان می کنند گذشت. 



نکته آزار دهنده دیگری که در برخی سایت ها به چشم می آید، مسئله روابط شخصی ریحانه است. در این سایت ها تنها به صرف چند اس ام اس تشخیص می دهند که ریحانه فرد فاسدی بوده است و انجام قتل از طرف او کاملا باور پذیر است. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه، این روزها رابطه خارج از ازدواج دارند. این رابطه می تواند به شکل دوستی های ساده یا حتی ازدواج های ثبت نشده باشد. مردم رابطه های عاشقانه را جدای از فحشا می دانند. اما از طرفی بخش بزرگی از جامعه، صیغه موقت را برابر با هرزه گی می دانند. جایی نوشته بود چه دلیلی دارد که ریحانه تا 9 شب تنها بیرون از خانه بوده است. و بر همین اساس نتیجه گرفته بود که ریحانه فرد هرزه ای است و مستحق هر بلایی است که به سرش بیاید. من هم این طنز کوتاه را نوشتم. 
چند سال پیش دوستی را در یک حادثه ای که بیشتر به یک حذف سیاسی می ماند از دست دادم. خانواده مقتول پس از یکی دو سال کش و قوس رضایت دادند و قاتل آزاد شد. از طرف مردم خیر هم مبلغی جمع شد و یک مدرسه به نام مقتول برای زنده نگاه داشتن نامش و پاس داشت خدماتی که برای آموزش نسل جوان انجام داده بود بنا شد. البته خانواده مقتول به خاطر ساخت بنا از خون مقتول نگذشتند و در یک فرآیند طولانی حاضر به رضایت شدند. امیدوارم  پرونده قتل مرحوم سربندی مورد بررسی مجدد قرار بگیرد و ابهامات این پرونده برطرف شود. در نهایت هم نمی توان پذیرفت که بخشش ریحانه یک پایان خوش برای این ماجرا است. یک طرف پدرشان را از دست داده اند و سالها در دادگاه فرسوده شده اند. ریحانه بهترین سالهای جوانی اش را در زندان گذرانده است و مادر ریحانه این سالها خون دل خورده است. 

لینک های مرتبط :

آغاز رشته کاردانی اعدام در دانشگاه های برتر کشور

اعدام عشق و عشق اعدام

بازتاب اعدام دو جوان ایرانی در رسانه های دنیا

 

 


۱۳۹۳ مهر ۴, جمعه

مانع اصلی آزادی زنان در ایران




تا زمانی‌ که زنان فکر می کنند متعلق به یک نفر دیگری هستند - حجاب روی سر دارند. حجاب فقط یک متر پارچه نیست!

این دختر خانم  به اصطلاح مبارز راه آزادی زنان اعتقاد دارد که:
"اینجا توی ایران من قبل از همه آدمهای رو زمین اول متعلق به بابامم بعدشم داداشم در نهایتم شوهرم. "



۱۳۹۳ شهریور ۲۱, جمعه

فعال مدنی افغان خواستار اعدام و شکنجه در ملا عام



حمله های فیسبوکی ایرانی ها را فکر نکنم هیچ موقع فراموش کنیم. اینکه ملت ریختند چنان مجری تلویزیونی را فحش باران کردند که انگار گفته بالای چشم ایرانی ها ابروست. کلا بعضی کامنت های توی فیسبوک را که می بینم با خودم فکر می کنم که ببین با  کی شدیم هفتاد میلیون نفر. تازگی ها علاقه مند به صفحه های کشور همسایه مان افغانستان شده ام. اولا اینکه زبانشان فارسی است و دوما که آمریکایی ها به زور سعی کردند دموکراسی را در این کشور پیاده کنند. واقعا چیزهای جالبی می شود در این صفحه ها پیدا کرد. 

یکی از موارد اخیر حادثه ناگوار تجاوز گروهی به چهار زن در کابل است. اینکه تجاوز عمل وحشیانه ای است و فرد خاطی را باید به شدت مجازات کرد. حرف درستی است. و بیشتر افرادی که هم در فیسبوک نظر داده اند، درخواست اعدام و یا شکنجه و زجرکش کردن متهمان را دارند. حتی عده زیادی درخواست تجاوز گروهی به خواهر و مادر متهمان را دارند!!! و صد البته کسانی هم هستند که دختران و زنان افغان را مقصر می دانند. از همه جالبتر کسی است که ادعای فعال مدنی و روشنفکری دارد و شده است آتش بیار معرکه اعدام. هی پست می گذارد که آی مردم چه نشسته اید که اینها را به جای اعدام کردن، به دادگاه فرستاده اند. جای تاسف است که هیچ کس نمی پرسد چرا مملکت باید اینقدر خر تو خر باشد که یک خانواده را بدزدند و به زنان شان تجاوز کنند. یکی نمی پرسد که روند دادگاه قانونی هست؟ آیا اینها وکیل دارند؟ تحقیق شده که افراد واقعا جنایت کارند؟ یا مثل ایران طرف را گرفته اند زیر بار کتک تا اعتراف کند؟ کسی نمی پرسد چرا سیاستمداران افغانستان چنان شیفته قدرت شده اند که حاضرند همه مملکت به هم بریزد اما قدرت را به دست بگیرند. به هر حال کامنت های فیسبوک را نمی توان مبنای خوبی برای شناخت جامعه دانست و من هم خیلی از اوضاع افغانستان سر در نمی آورم.  من گلچینی از نظرات را اینجا کپی کرده ام ولی خواندن بحث ها در خود فیسبوک لطف دیگری دارد.  






(این کامنت از طرف یک زن بود) معلوم نيست كه چه قسم زنها بوده چون حالا ويديو هاي خصوصي راببيند كه دختر ها وزنها دراين مجالس ها چه قسم مي رقصند وچه قسم نشه مي باشند

بايد سر اين وحشى هم ١٠ نفر تجاوز كند كه تا اين كونى بفهمد كه تجاوز يعنى چى

من چندان قصابی را یاد ندارم ولی میتوانم انسان های بی وجدان و بی ناموس و بی غیرت را چطور زنده پوست کنم و در چوک آویزان کنم

هر روز باید یک عضو بدن شان قطه شود وباید زخم شان نمک زده شود. مرگ راهی نجات است برای همچو بی وجدان ها

اين بيشرف را همراي با فاميلش سربزنن بيش روحش با خواهر ومادرش بايد زنا شود

اعدام درست نيست زيرابسيارزود ازبين ميرود همه روزه يكجزاي نو اعدام تدريجي تا درس باشيد براي دوستانش

صد مرتبه شکر بر سر انتحاری حد اقل اگر میکشند به ناموس کس تجاوز خو نمیکنند ،

(این کامنت از طرف یک زن بود) به خواهرش تجاوز کرده و خودش را سر خواهرش انداخته سرش را ببرند

زیر پایش آتش روشن کنید ، درقفس حیوانات بیندازید ، رویش سیاه کنید و به کوچه بازار بگردانید تا برای دیگران پند شود بعداً بندبند اعضای بدنش را قطع کنید و به سگ ها بخورانید حیف است که چنین جنایتکاری در زمین و خاک وطن مادفن شود ما افغان ها بالای اینطور اشخاص می شرمیم چرا که یک افغان جنایتکار نباید زنده بماند با ابراز تشکر از نیروی بیدار امنیتی که اشخاص پلید ونا بکار را دستگیر وبه پنجه قانون سپرده باید به تعقیب و دستگیری سایر کسانی که در قضیه دست داشته بپردازد..... تف به وجدان شما اگر کسی بمادر و خواهر تو کثافت تجاوز میکرد چه حسی میداشتی ای پست ترین پست های افغانستان

در قدم اول بسیار یک جزا اسان برش بدهد که پایکهایش بسته کنددر بکسل موتر بندکند بعد ازی کارش یک چوب دردهنش داخل کند از راه کونش یک دو سه بار بیرون کند داخل کند بعدازی جزایش درحضوزتمام دوستان وخیشاوندانش خواهر وخانمش را توسط مردهایکه جندروز پیش بالای ساهسریشان تجاوز صورت کرفت توسط انها سخت ترین تجاوز را انجام بدندودراخرین بار دریک کانتینر بندازیشان جهاردبغل اتش کند تاکه سردشان نشد از کانتینر بیرون بیاوریشان زنده دفنش کند وسلاام دراینده هیچ کس نمک ارامی بالای یک هموطنش نکند

اول بايد جلو زنها و دختر هاي گرفته شود كه بخاطر صد افغاني كار غير اخلاقي ميكنند بايد سنت شوند سنت

اگر ريس جمهور افغانستان شخص خدمت گذار و وطن دوست باشد عاجل حكم إعدام اين خاينين و همراهان شان را صادر نمايند

اگرواقعاکشوراسلامی هست وتنهاشعارنیست بایداینهارا اعدام کنندتادرس عبرت باشه برای دیگران اگرنه این وضعیت بیشترافزایش خواهدیافت.
به معقدش چوب بزنند 
 .
تاديگرانش پند بگيرد.توقيف وكشتنش سودى ندارد

لعنت به چنین اشخاص بایددرچهارهی اعدام شودتاکه باعث عبرت دیگران شود

قانون خداوند کی نباشد از برکت دیموکراسی همین جنایت ها شاید دیگر هم بسیار خوهد دید


این تنها نظری بود که پرسیده بود عامل اصلی این ناامنی ها باید پیدا شود.
ای برادر مسلمان وای هموطن میدانی مقصر اصلی این فاجعه کیها هستند کسانی که زمینه را مساعد ساخته ا ند تشنه های قدرت عبدالله واشرف این دشمنان ملت بیچاره و رنجدیده دعا کنیید که خداوند ج مرگ ناگهانی نصیب هر دو شان کند و مارا ازشر اینها در حفط وامان خود نگهدارد و ارزوی به قدرت رسیدن را با خود به جهنم ببرند.

در نهایت کرزی مگر رییس جمهور نیست؟ پس چرا حکم می دهد که کی باید اعدام شود؟ مگر در افغانستان دادگاه ندارند؟