۱۳۹۲ اسفند ۲۱, چهارشنبه

گوهر عشقی مستضعفی که با فوتوشاپ هم پاک نمی شود






گوهر عشقی یک پدیده خاص یا حداقل نماینده یک بخش خاموش و فراموش شده جامعه ایران است. گوهر عشقی به خوبی ثابت کرده است که ستار هر آنچه از پایداری و شجاعت می دانست، همه را از مادرش آموخته بود. مادری که از پای ننشست و خونخواهی پسرش را می کند و توانست تصویری که  جمهوری اسلامی از قشر فقیر جامعه ارائه می کند را در هم بشکند. جمهوری اسلامی سه دسته فقیر تعریف می کند. دسته اول آدم های خوب که بر اثر یک کلاهبرداری یا بلای آسمانی دچار فقر شده اند ولی با توکل به خدا و دعا کردن زندگی را می گذرانند و احتمالا مسئولین به زودی و هنگام شکوفه زدن گل های نی به کمکشان می شتابند. این  آدم های خوب بی عدالتی را می بینند ولی چون می دانند کاری از دستشان بر نمی آید سکوت می کنند. دسته دوم آدمهای بد یا به تعریف جمهوری اسلامی اراذل و اوباشند که تاب و تحمل شان را از دست داده اند و برای نجات از فلاکت راه خلاف را پیش گرفته اند ولی چه فایده که در نهایت سرشان برای چند ده هزار تومان بالای دار می رود. در نهایت هم آدمهای زشت که برای چندرغاز پول و ذره ای امکانات عضو بسیج می شوند تا از این راه به نان و نوایی برسند و حاضرند هر کثافت کاری و خلافی را با کمال میل انجام دهند که نمونه اش در نهایت می شود همین محمود احمدی نژاد. امثال ستار در این دسته بندی ها قرار نمی گیرند. ستار بی عدالتی را دید و نتوانست سکوت کند و به جای اینکه راه کج برود دست به قلم برد تا بقیه را هم آگاه کند. و آگاهی مردم نقطه ضعف همه حکومت های خودکامه است.
دیروز بنده را تهدید کردند به مادرت بگو به زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی‌بندی می‌گویم کاری انجام نمی‌دهم که لازم به بستن دهانم باشد می گویند وراجی زیاد می‌کنی، می‌گویم چیزی که می‌بینم ومی شنوم را می‌نویسم، می گویند هرکاری بخواهیم می‌کنیم هر رفتاری را انجام می‌دهیم، شما باید خفه شوید و  اطلاع رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام ونشان! بدون اینکه کسی بداند چه برسر شما آمده!
خفه کردن امثال ستار برایشان تازگی نداشت و براحتی صدای ستار را بریدند. اما بی نام و نشانش نتوانستند بکنند. ستار مادری دارد که نمی گذارد پسرش فراموش شود. جمهوری اسلامی خیلی ها را خفه کرد اما گوهر عشقی پدیده خاصی است. گوهر عشقی همان مستضعفی است که جمهوری اسلامی بنا داشت نجاتشان دهد. همان مستضعفی است که دستمایه عوام فریبی جمهوری اسلامی می شود. مثله کردن فروهر ها و دیگر فعالان سیاسی اجتماعی ساده است چرا که به اینها راحت می توانند انگ بچسبانند. اما گوهر عشقی چه؟ مادری است رنجدیده که فرزندش را به ناحق زیر شکنجه کشته اند. خونخواهی پسرش را می کند. تکیده است و چادر به سر دارد و از تمام جهات همان مستضعفی است که جمهوری اسلامی قرار بود نجات دهد. همان مستضعفی است که رهبری می خواهد ادایشان را با دمپایی پاره در بیاورد. نه می توانند بازداشتش کنند. نه بر سر خون پسرش معامله می کند. نه از کسی می ترسد و نه چیزی برای از دست دادن دارد. نه می توانند صدایش را ببرند. نه می توانند بدبختی اش را ربط بدهند به آمریکا و اسراییل و حکومت پهلوی. کار به جایی رسید که مقام بلند پایه اتحادیه اروپا، کاترین اشتون به دیدارش می رود. نام این شیر زن دیگر حتی با فوتوشاپ هم پاک نمی شود.

ستار بهشتی یک وبلاگ نویس غیر حرفه ای بود و وظیفه همه وبلاگ نویسان است که از او و مادرش حمایت کنند. که اگر سکوت کنید همین شتر به زودی بر روی شما هم خواهد خوابید.